تو دیرآمدی...

آنقدر که صبر دلم لبریز شدو...

                            تحملش طاق شدو...

                                          زد زیر همه قول و قرارهایش...

/ 8 نظر / 10 بازدید
شقایق

دوستتم به دردت داره دچار میشه![خواب]

هلیا

بهم سر بزن.منم غریبم

vahid

هوا گرفته بود و باران میبارید کودکی رو به آسمان کرد و گفت:خدایا گریه نکن درست میشه(دلتنگ خاطرات گذشته ام یادم مبر)

بزرگــــمهر

درود آنجا که قولی به دلیل لبریز شدن کاسه صبر و طاق شدن تحملی می شکند باید به اراده و عشق پشت قول شک کرد. چه بسا انسان هایی که با شخص طرف قول خود دشمن بودند، اما به رسم مردانگی قول و عهدشان را به حریف خود نشکستند. اما خوب، این از وی}گی ها و توانایی های هر شخص است. بعضی می توانند و بعضی نمی توانند. زیاد هم شایان خرده گرفتن نیست. عقل در شهر انتظار نمی ماند. دست دل را می گیرد، کشان کشان با خود می برد. بدرود

علی مرادی

سلام برو بچه ها... چطورید؟ خدمت خانمها و آقایون باید عرض کنم که آدرس قبلی رو فیلتر کردن ,اگه یه زحمتی بکشید و یه 1 بزنید ته خط خطی های دلم میاید پیش خودم که آدرس جدید منه! ممنون به خاطر حمایت و رفاقت بلاگیتون.... از خودتون نگهداری کنید...! فعلا http://khatkhatihayedelam1.persianblog.ir/

یکی

وبت خیلی مضخرفه[خمیازه]یکم مطالب جالب تربذار.چراانقدرچرت وپرته[نگران][خمیازه][ابرو]