من زنده ام؟؟

چشمهای من اول بسته شد یا چشمهای تو؟؟

که اول بی کس و تنها شدم بعد همه جا تاریک شد

نگاه کن...

این من هستم که ؛جنازه ام را بر دوش میکشم؛

راستی                 تو مرا کشتی یا من تو را؟؟

/ 9 نظر / 3 بازدید
پونه

اومرا کاش به کشته اش نظری ميکرد

عسل

نفس بکش...آها...بيشتر...ميبينی...هنوز مياد و ميره...پس زنده ای...زندگی تکرار بارها و بارهای ماجراهاست...اينو مامان بزرگم ميگه...ميگه مهم اينه که بدی ها و اشتباهات قبلی رو تکرار نکنيم...تا شقايق هست زندگی بايد کرد...اين شقايقو ميگما نه اون يکی رو شاد باشی خوشگلم

عسل

راستی زنگ زدی پزشک قانونی...؟

روح ا..

حاجی سيدتو کشتن .. قيصرر ... کجايی که داش تو کشتن .. حالا اين رفيق ما رو کی کشته .. پيدا کنيد پرتغال فروش را ....

بزرگــــمهر

درود زيبا بود. در خود نيستی. «که اول بی کس و تنها شدم بعد همه جا تاریک شد» به نظرم منظورتون در این جمله خوب بیان نشده. از دید های متفاوت لذت می برم. دیدی که باطن رو می شکافه و ظاهر رو پوست می کنه . با آرزوی پیروزی

ليدا

احتمالا خودت ٬ خودت را !

سلام وبتون خيلی قشنگه. مطلباتون هم همين طور. خوشحال می شم به من هم سر بزنيد.