تصویری از یه دنیای کوچیک که قهرمان  قصه اش اينبار تو نیستی تابلویی   از من و دلبستگی هایم،تا چشم کار میکنه دریاست و زیبایی،دیگه نه خورشیدو میخوام نه ماه و نه بارون،اینجا چیزهای بهتری هست برای خواستن... آسمون نقاشی من بهونه ای برای  باریدن نداره و خورشید دنیای کوچکم   رام  لحظه های شیرینیه که من براش رقم زدم،همه چیز همونطور که من دوست دارم به جز تو که نیستی ،

                       مثل همیشه عجيب و سرکش و مغرور.....

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahdi

سلام نظر هارو پاک ميکنی من که نظر داده بودام

neda

سلا.....!خيييلی قشنگ بود....قهرمان قصه اش......قشنگ بود...موفق باشين.

وحید

خانم راد. سلام ازاینکه منت گذاشتید وامدید ممنون.در مورد دست نوشتتون خیلی با خودم کلنجار رفتم. ولی باورت میشه که بعضی از نوشته هات فقط آدمو به فکر فرو میبره.ویه جورایی به گذشته خودش بر میگرده از این نظر بهت تبریک میگم ولی در کل امیدوارم هر چه زودتر به اونچه که باید و شاید تفکرته برسی.یک گلایه کنم وبرم من به شخصه انتظار دارم که وبلاگ شمارو خیلی بیشتر به روز ببینم ولی ظاهرا این امر شدنی نیست(البته بزار به حساب دوستی )پاینده باشی

ونــــــــداد

سلام خیلی خیلی قشنگ بود آفرین خوشم اومد این وبلاگ ها را که میبینم به جوونای کشور میبالم که چه ذوقی دارند ولی افسوس که نمیگذارند لیدا خانم وبلاگتون بسیار زیبا بود اگه ممکن هست تبادل لینک کنیم ممنون میشم

مرد پیر

......« ای مزدا»...... ...... « ازکردارهای کسی که در پی ازار جهانیان است؛ گزندی به من نخواهد رسید.»....... ........«و ان کردارهای دشمنانه؛ به خود او باز خواهد گشت» ........ .......« واو را از زندگی نیک باز خواهد داشت ؛ وزندگی اش را به بدی خواهد کشانید«...... گزیده ای از گاتها

nishgon

آخی چه رمانتيک :دی من ميونم خوب نيست با رمانتيکی پس نظری ندارم ولی معنيش قشنگ بود

حميده جون

آخر...اگر روت زياد نشه بايد اعتراف کنم قلمت قشنگه.... حالا خودمونيم کي نيست که تنهايتو پر کنه؟؟؟ها ها ها؟؟؟باشه نميگي بــــــــــــــــد... نه خـــــــــوب ولي بگووووووووووووو!!!