وقتی از تو دور شدم

قلبم خداوند را شکر گفت

و نفس راحتی کشید

خداوند برای من قلب تازه ای فرستاد

پیچیده در نورو زورق

هدیه ای به خاطر اینکه از تو دور شدم

وهدیه ای به خاطر این که وقتی از تو دور شدم

قلبم خدا را شکر گفت

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elika

سلامممممممم . شکسپير : در سکوت شيرين انديشه هايم خاطرات گذشته را بياد می اورم و افسوس می خورم بر نبود انچه در جستجوی ان بوده ام . برات ارزوی موفقيت می کنم

معصومه

ليدا جون سلام از آشنايی باهات خيلی خوشحالم نوشته هات رو کپی کردم تا سر فرصت بخونم قربونت دوباره بهم سر بزن

بزرگمهر

درود. مثل هميشه زيبا . مثل هميشه با نور اميد ( هر چند با غم تلخی خاطرات گذشته) . فقط فکر نمی کنی زندگی با دو قلب مشکل داره؟ من که می گم همه ی تلخ ها و شيرين ها بايد در يک قلب باشند . نيازی به قلب جديد هست؟ ممنونم از توجهی که به وبلاگ من نشان داديد. ادرس زير ادرس وبلاگ جديد من است . سرافرازم مي کنيد.. شاد باشيد

mahdi azari

سلام / خانم ليدا راد /خوندم جالب بود / موفق باشيد / باز هم می آم اينجا / بدرود

مورسو

ياهو. ( ذات بيشتر آدميان گربه ات . بی وفا . اما لوس و ظناز . ) مواظب خودت باش

علي يا همون (a.p 88)

سلام خانم ليدا راد //// وبلاگ خيلی خيلی قشنگی داريد ..... تبريک می گم ....قالبتون خيلی زيباست ... مطالبتون هم که فوق العاده است // نمی دونم چی بگم .... مقابل اين قلم زيباتون فقط می تونم سکوت کنم /// خوشحال می شم به کلبه حقيرانه من سر بزنيد و اونجا رو با قدمهاتون رونق ببخشيد .... راستش وقتی وبلاگ شما رو ديدم خجالت می کشم به به وبلاگم بگم وبلاگ .... شاد و پيروز باشيد

reza

با سلام و درود بر شما دوست عزيز و گرامي ....وتبریک حلول ماه رمضان و قبولی طاعت و عبادات شما در درگاه خداوند متعال باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي ... دلم میخواهد خدا باشم .... بروز شده خوشحال خواهم شد سر بزنيد و مثل همیشه منتظر حضور گرمتان هستم ..در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست ... دشمن گرچه تشنه بخون گلوی ماست ... گردید دور یار چو پروانه بدور شمع ... چو سوختن در آتش عشق آرزوی ماست ...... در پناه حق و خدا نگهدار شما.

reza

قاصدک انگار براي عاشقي آفريده شده.يا نه!!!!براي رسوندن خبري از عاشقي به معشوقي يا از معشوقي به عاشقي.... قاصدک رو گرفتم اين بار هيچ خبري با خودش نداشت اما نذاشتم بي خبر بره تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم...... قاصدک نرفته برگشت و گفت: شونه هاي من براي رسوندن اين خبر ضعيف هستن. اين خبر سنگينه و اين عشق بزرگ. گفتم برو........قاصدک به فکر فرو رفت بعد لبخندي زد و گفت: از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانيه , راهي از رنج و عشق و صبوري و هر کسي به اين راه اشنا نيست پس عاشق اون کسي باش که جواب عشق رو خوب بده....

نسترن

خدايا گمت کردم و گم شدم کمک کن تا پيدايت کنم تا پيدا شوم

کسی که هویتش گمشده

سلام بسيار زيبا بود....!!ولی چرا وقتی دور شد.....!؟!خيلی زيبا بود.....ممنونم که پيشه من اومدی...اجازه لينک رو اگه ميدی خبرم کن...راستی به روزم اگه لايق ميدونی سری به منم بزن ممنون مي شم به اميد ديدار...!منتظرم