من نبودم....

نه در مهمانی ات نه در شب گردی ات

جای دیگر بودم

جایی که تنها با تو خلوت نشینی میکردم

من زیر سایه تو بودم

بی آنکه حتی بدانی

/ 8 نظر / 3 بازدید
بزرگــــمهر

درود حقيقـتا زيباست. اما بعد از خوندنش يه حس تلخ هم ته دلم می شينه. حس از خود گذشتگی افراطی. ياد دوستمون افتادم

بابک

سلام وبلاگر عزیز، اگه دلت میخواد از وبلاگ یا سایتت درآمد داشته باشییه سری به این سایت بزن. فقط لطف کن اگه خواستی ثبت نام کنی اسم من را به عنوان معرف وارد کن: babak خوش باشید بابک اکرمی

بابک

سلام وبلاگر عزیز، اگه دلت میخواد از وبلاگ یا سایتت درآمد داشته باشی یه سری به این سایت بزن:Ads.BlogAbzar.com فقط لطف کن اگه خواستی ثبت نام کنی اسم من را به عنوان معرف وارد کن: babak نمونه آگهی هاشون را می تونی تو سایت خودشون ببینی. آدرسشون را گذاشتم به جای وب سایت نویسنده این نظر که راحت باشی. فقط اینو هم بگم که برای داشتن درآمد باید یه پیزی شبیه آگهی های روی سایت خودشون را توی سایتت قرار بدی. خوش باشی بابک اکرمی

عاشقونه هاتو خوندم زيبا مينويسی

سبا

سلام بابا پس باهم وجه مشترک هم داريم همرشته موفق باشی .نگفتی شعرا کار کيه؟ زير سايه هم جای خوبيه نزديکتر از هرجای ديگه

شقايق

و درست انگار همه جا بودی....در واقع اين تو بودی که همه جا بودی و او هيچ وقت ندانست...چون خيلی کمتر از دانستن بود! سلام دوست گل تر از گلم! ولنتاينت مبارک عشق دوست داشتنی من

رهام آرين

درود به دوست عزيزم. آدم بعضی وقتا هست ولی ديگران وجودشو احساس نمی‌کنن. من آپم خوشحال می‌شم بيای بای

شقايق

گلم اينجارو که اومده بودم...کو پس آپت....!؟نازنازم زياد درس خوندی مثل اينکهبزار يه بار رفرش کنم ببينم حق با کيه...فعلا بوس بوس