خدا چشمهايش را بسته بود

من او را کشيدم

 تو هرگز  نديدی

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بزرگــــمهر

درود. شايد خواست خدا بوده که نفر سوم متوجه ی اين رخداد نشه. « هر که شد محرم دل در حرم يار بماند / وانکه اين کار ندانست در انکار بماند » شايد محرم نبوده. شايد خدا خواسته نقاش را برای خودش نگاه دارد که اين نهايت خوشبختی نقاش است. دوست دارم ببينم اين نقاشی چی از آب در مياد.

محمد يا همون دلشاد اگه بشه بهش بگی دلشاد

هر چند که مثل قديما قدرت نطق خوبی ندارم ولی خب مينويسم (ميبينی چه خودم رو تحويل ميگيرم ؟) . جالب و زيبا ولی قابل تفکر واسه همين نظر اصليم رو بعد از يه تفکر کوتاه مدت ميزارم .

شقايق

سلانم جيگرم...همه چيز از ياد آدم ميره...به جز يادش که هميشه ياد آدمه دوستت دارم نقاش گلم

از بس دلت پاکه خانوم .... ما که همچین لیاقتی نداریم ... خوش به حالت...

مهيار

مثل اون نقاشيه تويه فيلم زير زمين که دختره فتحعلی اويسی رو توی بهشت کشيده بود . خدا رو هم کشيده بود ولی کسی نمی تونست ببيندش !! من آپم ! لالايی منتظرته !

سروناز

سلام/خوبی لیدا جون.مثل نقاشیه اون دختر بچه هستش (تو زیر زمین)

وحيد

سلام چندين و چند بار خودندمش و هر بار يک چيزتازه يادم اومد که دايرها کاملترین اشکال است مواظب خودت باش

شقايق

امشب ، آخرین شعرم را می‌بوسم کنار دار فردا ، امشب ، پیکر خونین تنهایی‌ام را غُسل خواهم داد و ستاره ها را بر گلوی کبود و خیسم ، گردن آویز خواهم کرد...

رضا

سلام و درود بر شما دوست عزيز و گرامي باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده تحت عنوان ...چشم دل بگشا تا محرم اسرار شوي.....بروز شده است ..خوشحال ميشوم تشريف بياوريد ...پس منتظر حضور گرم و قدوم سبز شما هستم .. .آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما را در تمامي مراحل زندگي دارم در پناه حق ........................................ نشود فاش کسی آنچه میان من و توست بـا اشــارت نظــر نامــه رســان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن میگویم پاسخــم گــو بــه نگاهی که میان من و توست